بعضي از انسانها در طول روز چند بار رنگ عوض مي كنند .
صبح اول وقت بدون رنگ
در ديدار با زيردستان قرمز
در همكاري با هم پايه ها سفيد
و در كنار رؤسا سبز سبز
هنگامي كه قرمزند كسي را بالاتر از خود نمي بينند و ادعاي خداوندي دارند .
وقتي كه سفيدند خود را همكار مي دانند .
وقتي كه سبزند بنده صالح او مي شوند .
عمر قرمزي در حد غرور است ، مثال شير
عمر سفيدي در حد توان مثال درخت
ولي عمر سبز بودن به اندازه طول عمر كلاغ با همان كيفيت
اين انسانها نه ديروز را داشتند ، نه امروز را دارند و نه فردا را خواهند داشت . اما هميشه خود را مالك ديروز ، امروز و فردا مي دانند .
اين افراد هيچ گاه اعتباري ندارند و حتي رؤسا هم براي آنها احترامي قائل نيستند .
اين افراد تا حدي رنگ عوض مي كنند كه در آخر رنگ خود را فراموش كرده و تبديل مي شوند به آبي كه بعد از استفاده نجس است .
بدترين رنگ بودن ، بهتر از رنگارنگ بودن است .
