تبليغاتX
تلخ و شیرین

تلخ و شیرین

 

اگر ديدين روي اسكناس 10۰000 ريالي حديثي از پيامبر اكرم با عنوان انرژي هسته اي حق مسلم ملت پارس است ، تعجب نكنيد . زيرا پيامبري كه گفته دانش اگر در ثريا هم باشد مردماني از سرزمين پارس به آن دست خواهند يافت ، مي تواند اين را هم بگويد .

سال 85 سال پيامبر اعظم بود نمي دانستيم كه در اين سال ، پيامبر اعظم به احترام ملت پارس دوباره ظهور كرده و احاديثي با ورژن 2007 از خود به يادگار خواهد گذاشت .

نمي دانم كساني كه اين كارها را انجام مي دهند ملت ايران را نفهم و فاقد درك و شعور مي دانند و يا خودشان اينچنين هستند .

 

 

فكر مي كنيد اين عكس از كجا گرفته شده است ؟

 

توقيف انتشارات زينب پاشا

 

درست است كه زياد واضح نيست اما اين عكس از جايي گرفته شده كه چند هفته پيش پر بود از كتابهاي با ارزشي كه بيانگر گذشته افتخار آميز ملت ترك بود .

وفتي كه از همسايگان اين انتشارات كه زينب پاشا نام داشت و در پاساژ تربيت بود علت بسته شدن آن را پرسيدم جوابي كه به من دادند اين بود : (وقتي كه براي توقيف و بستن اينجا آمده بودند گفتند كه اين انتشارات به جرم تكثير كتابهايي به زبان تركي توقيف است و بايد بسته شود .)

به نظر شما اين عمل چه مفهومي دارد ؟ آيا غير از اين است كه مي خواهند تركي را ريشه كن كنند ؟

اگر اين متن را به زبان تركي ننوشته ام بدان علت است كه احساس مي كنم نوشتن و خواندن به زبان مادري ، آن هم تركي جرم بزرگي بوده و اهانت به خدا ، پيغمبر و انسانيت محسوب مي شود زيرا در كشور اسلامي اعمالي جرم محسوب مي شوند كه نقض كننده حقوق خدا ، آيين پيغمبر و انسانيت باشد .

به نظر شما دموكراسي و حقوق بشر كجا خوابيده كه اثري از آن نيست ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 22:21  توسط كريم و عزیزترین برادرزاده اش میترا  | 

 

شعري از استاد شهريار در مورد زبان تركي با معني فارسي آن

 

(( توركون ديلي ))

 

تورکون دیلی تک سئوگیلی ایسته کلی دیل اولماز

اؤزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز

 

اؤز شعرینی فارسا – عربه قاتماسا شاعیر

شعری اوخویانلار ، ائشیدنلر کسیل اولماز

 

فارس شاعری چوخ سؤزلرینی بیزدن آپارمیش

« صابیر » کیمی بیر سفره لی شاعیر پخیل اولماز

 

تورکون مثلی ، فولکلوری دونیادا تک دیر

خان یورقانی ، کند ایچره مثل دیر ، میتیل اولماز

 

آذر قوشونو ، قیصر رومی اسیر ائتمیش

کسری سؤزودور بیر بئله تاریخ ناغیل اولماز

 

پیشمیش کیمی شعرین ده گرک داد دوزو اولسون

کند اهلی بیلرلر کی دوشابسیز خشیل اولماز

 

سؤزلرده جواهیر کیمی دیر ، اصلی بدلدن

تشخیص وئره ن اولسا بو قدیر زیر – زیبیل اولماز

 

شاعیر اولابیلمزسن ، آنان دوغماسا شاعیر

مس سن ، آبالام ، هر ساری کؤینک قیزیل اولماز

 

چوخ قیسسا بوی اولسان اولیسان جن کیمی شئیطان

چوق دا اوزون اولما ، کی اوزوندا عاغیل اولماز

 

مندن ده نه ظالیم چیخار ، اوغلوم ، نه قیصاص چی

بیر دفعه بونی قان کی ایپکدن قزیل اولماز

 

آزاد قوی اوغول عشقی طبیعتده بولونسون

داغ – داشدا دوغولموش ده لی جیران حمیل اولماز

 

انسان اودی دوتسون بو ذلیل خلقین الیندن

الله هی سئوه رسن ، بئله انسان ذلیل اولماز

 

چوق دا کی سرابین سویی وار یاغ – بالی واردیر

باش عرشه ده چاتدیرسا ، سراب اردبیل اولماز

 

ملت غمی اولسا ، بو جوجوقلار چؤپه دؤنمه ز

اربابلاریمیزدان دا قارینلار طبیل اولماز

 

دوز واختا دولار تاختا – طاباق ادویه ایله

اونداکی ننه م سانجیلانار زنجفیل اولماز

 

بو « شهریار » ین طبعی کیمی چیممه لی چشمه

کوثر اولا بیلسه دئمیرم ، سلسبیل اولماز

 

 

 

زبان ترك

هيچ زباني به مانند زبان عاشقانه و دوست داشتني تركي نيست

اگر اين زبان اصيل را با زبان ديگري مخلوط كني ديگر اصيل نخواهد بود

 

اگر شاعر شعر خود را با فارسي و عربي مخلوط نكند

آنهايي كه شعر را مي خوانند و يا مي شنوند كسل نخواهند شد

 

شاعر فارسي زبان اكثر حرفهاي خود را از ما برداشته

شاعري مانند صابر كه حرفي براي گفتن دارد بخيل نمي شود

 

ضرب المثلها و فلكلوريهاي تركي در دنيا نظير ندارد

در روستا مَثَل است كه لحاف خان از پارچه كهنه درست نمي شود

 

لشكر ترك قيصر روم را به اسارت گرفت

گفته انوشيروان است كه چنين تاريخي نمي تواند داستان باشد

 

شعر بايد مانند غذا طعم و نمك داشته باشد

تمام اهل روستا مي دانند كه بدون دوشاب نمي توان خشيل ( نام يك غذاست ) درست كرد

 

حرفها مانند جواهر هستند كه اگر اصل و بدلي بودنش را

كسي باشد كه تشخيص بدهد اينقدر پست ( آشغال ) نخواهد شد

 

نمي تواني شاعر شوي اگر از مادر شاعر زاده نشده اي

عزيزم تو مس ( كنايه از بدلي بودن طلا ) هستي . هر پيراهن زردي كه طلا نمي شود

 

اگر قدت زيادي كوتاه باشد حيله گر و مكار مي شوي

زياد هم بلند قد نباش كه آدم بلند قد عقل زيادي ندارد ( كنايه از متعادل بودن )

 

پسرم من نه مي توانم ظالم باشم و نه اهل قصاص

اين را در سرت فرو كن كه ابريشم پشم بز نمي شود

 

عشق را آزاد بگذار و اجازه بده آثار خود را در طبيعت (طبيعت انساني ) نشان بدهد

غزال وحشي كه در كوه و صخره ها به دنيا آمده نمي تواند حيوان آرامي شود

 

انسان كسي است كه دست مستضعفان را بگيرد ( ياري كند )

كسي كه خدا از او راضي باشد ذليل نمي شود

 

هر چند كه سراب آب معدني ، كره و عسل دارد

اگر سر به فلك هم بزند باز هم سراب نمي تواند اردبيل شود

 

اگر براي ملت غمخواري باشد اين بچه ها به تركه چوب ( كنايه از لاغر شدن ) تبديل نمي شوند

از اربابهايمان هم كسي پيدا نمي شود كه شكم گنده باشد

 

هميشه در و ديوار پر است از ادويه جات

اما وقتي كه مادرم شكم درد مي گيرد زنجبيل پيدا نمي شود

 

مانند طبع اين شهريار كه مي توان در چشمه آن شنا كرد

نمي گويم كوثر مي تواند باشد اما از سلسبيل افضل تر است ( دو آب بهشتي )

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 23:26  توسط كريم و عزیزترین برادرزاده اش میترا  |